تبليغاتX
هرمنوتیک

همایش ملی روش ها و مکاتب تفسیری از سوی انجمن علوم قرآن و حدیث ایران در تاریخ ۲۴ آبان در اراک برگزار شد. من هم برای ارائه مقاله ام با عنوان «نگاهی به رویکرد هرمنوتیکی فضل الرحمان در تفسیر قرآن» که به عنوان یکی از مقالات برگزیده همایش انتخاب شده بود، دعوت بودم. استقبالی که از این مقاله شد بیشتر از حد انتظارم بود. این امر بیش از  آنکه مدیون علمیت مقاله باشد، مرهون جدید بودن موضوع آن بود.

لینک خبر: http://www.iscanews.ir/fa/PrintableNewsItem.aspx?NewsItemID=337400

سه سال پیش به وسیله مجله توقیف شده «مدرسه» با فضل الرحمان آشنا شده بودم و افکارش را قابل تامل دیدم. سپس به سراغ کتاب ها و مقالات او رفتم و پس از مطالعه برخی از آنها، این مقاله را به عنوان یک کار جنبی و استطرادی نوشتم. وقتی آن را به چند تن از اساتید نشان دادم و استقبال آنها را دیدم، بر آن شدم تا آن را جدی تر بگیرم.

البته اندیشه فضل الرحمان از کاستی هایی نیز برخوردار است ولی نکته برجسته وی این بود که دارای یک نظام و پروژه کلان فکری است که ابتدا و انتها و مسیر مشخصی دارد؛ چیزی که بسیاری از روشنفکران داخلی مان که به نوعی متاثر از فضل الرحمان هستند، فاقد آن اند. نمودار زیر نمایی از پروژه فکری فضل الرحمان است:

علی رغم ایراداتی که بر او وارد می دانم، تلاش های روشن فکرانه و در عین حال دین ورانه او را می ستایم و دغدغه ای را که برای برقراری تعامل کارا میان اسلام سنتی و جهان مدرن داشت، با تمام وجود احساس می کنم و انگیزه های علمی او را ارج می نهم. امیدوارم این گام کوچک بهانه ای شود تا سایر عزیزان گام های بلند تری در این مسیر بردارند.

مقاله مذکور در شماره ۱۹ مجله علمی-پژوهشی «پژوهش دینی» به چاپ رسیده است اما بخش های مهمی از آن حذف شده است. از جمله بخش مربوط به کاستی های اندیشه فضل الرحمان و نیز الگوریتم فکری فضل الرحمان که شمای کلی از پروژه فکری و روش تفسیر دو حرکتی او بود، بنا بر گفته مسوولین به دلیل مشکلات صفحه آرایی!!! حذف شد. در ادامه متن کامل این مقاله را جهت استفاده علاقمندان قرار می دهم. 

نگاهی به رویکرد هرمنوتیکی فضل­الرحمان

در تفسیر قرآن

 علی‌رضا آزاد

azad.amoli@gmail.com

چکیده

فضل­الرحمان یکی از نواندیشان مسلمان بود که سعی داشت با نقد و تحلیل روش­شناسی مطالعات اسلامی، بر کارایی دین در جهان امروز بیافزاید و مسیر تحقق جامعه دینی را هموارتر نماید.

در این مقاله پس از طرح ماهیت پروژه فکری فضل­الرحمان و بیان جایگاه قرآن در اندیشه او، روش تفسیری وی که به نظریه دو حرکتی موسوم است، مطرح گشته و به برخی از پیش فرض های هرمنوتیکی این نظریه و هم­سانی آن با مبانی هرمنوتیک کلاسیک و نئوکلاسیک اشاره شده است.

کلید واژه­ها: فضل الرحمان، تفسیر قرآن، هرمنوتیک، نظریه دو حرکت

مقدمه

اهمیت بحث روش­شناسی تفسیر قرآن و لزوم ارائه روش­هایی که بتواند پاسخ­گوی نیازهای جدید در این عرصه باشد، بررسی نظریه های نوین تفسیری را ضروری می­نماید. یکی از زوایای چنین بررسی­هایی ، مطالعه مبانی و آموزه­هایی است که نقش اساسی در تبلور این روش­ها داشته است.

دکتر فضل­الرحمان[1]  از زمره اندیشمندانی است که سعی داشت با اتخاذ روش تفسیری مناسب، به سؤالات و نیازهای نوظهور انسان امروزی، پاسخ هایی برخاسته از آموزه های اصیل قرآنی دهد. او به منظور ارائه روش تفسیری خویش که به نظریه دو حرکتی[2]  نامبردار است، علاوه بر مطالعه تاریخمند روش های تفسیری مفسران و تراث علمی متکلمان و فلاسفه مسلمان، از آراء دانشمندان غربی به ویژه در حوزه هرمنوتیک بهره جست و برای نخستین بار اصطلاح هرمنوتیک قرآنی[3] را به کار گرفت. او سعی کرد با فاصله گرفتن از روش های بنیادگرایان متجمّد و نوگرایان متجدّد، به سوی اسلامی اصیل که قادر به حل مشکلات پیش روی بشر امروز باشد، حرکت کند. اندیشه های او توجه طیف وسیعی از اصلاح گرایان مجدِّد را به ویژه در میان اندیشمندان شبه قاره هند و آسیای جنوب شرقی و ترکیه به خود جلب کرد. علی رغم اینکه اندیشه های او در بسیاری از دانشگاه ها و مراکز مطالعات اسلامی دنیا شناخته شده است اما دلایل متعددی سبب شد که اندیشه های او در ایران کمتر معرفی و مورد توجه واقع شود. از میان نزدیک به 100 کتاب و مقاله ای که فضل­الرحمان به رشته تحریر درآورده، تاکنون تنها مقدمه و فصل هایی از 2 کتاب و 3 مقاله او به فارسی ترجمه شده و کمتر از 10 مقاله پیرامون آراء او به چاپ رسیده است.[4]

از آنجا که در مقالات مذکور،  نمودار جامعی از پروژه فکری و روش تفسیری فضل­الرحمان ترسیم نگشته و آبشخورهای هرمنوتیکی آن مورد تدقیق لازم قرار نگرفته است، لذا در این مقاله سعی شد تا با نگاه به ماهیت اندیشه فضل­الرحمان ، به تبیین نظریه دو حرکتی و ترسیم نمودار جامعی از پروژه فکری و نظریه تفسیری او پرداخته شود و سپس برخی از پیش­فرض­های هرمنوتیکی نظریه تفسیری وی مورد بررسی قرار گیرد.

(جهت مشاهده ادامه مقاله، بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)


نوای ایام

زاهد بودم ترانه گویم کردی .... می خواره و مست و باده جویم کردی

سجاده نشین باوقاری بودم .................. بازیچه کودکان کویم کردی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 88/08/27 و ساعت 21:22 |

در شماره 71 مجله "مطالعات اسلامی" دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد مقاله ای به نام "هرمنوتیک مدرن و امکان فهم متن بهتر از ماتن" نوشته یکی از اساتیدی که هم در عرصه علمی و هم اخلاقی نکات فراوانی از ایشان آموخته ام، آقای دکتر محمد کاظم علمی، به چاپ رسید. ایشان در آن مقاله از سه طریق به اثبات امکان فهم متن بهتر از ماتن پرداختند:

1. تعاطی بینا متنی معانی

2. نظریه روانکاوی فروید

3. شواهد تاریخی

قلب مقاله ایشان شرح طریقه دوم است لیکن آنچه مقاله ایشان را در ذهن من  پایدار و ماندگار کرده است، شاهد تاریخیی است که در مقاله به آن استشهاد شده است و آن، شعر ابونواس می باشد:

ابونواس (148-195ه.ق) روزی به صورت فردی ناشناس از کوچه ای در شهر بغداد می گذشت. دو نوجوان را دید که با یکدیگر در حال مشاعره اند. یکی از آن دو، این شعر ابو نواس را می خواند:

ألا فإسقِنی خَمراً و قل لی هی الخَمر ........ و لا تسقِنی سِراً إذا أمکنَ الجَهر

(ضمه های آخر مصرع ها را به صورت اشباع شده بخوانید: ... خمرو ... جهرو)یعنی: هان ای ساقی! پس به من شراب بده و بگو که این شراب است و آن گاه که امکان آشکارا شراب دادن وجود دارد، پنهانی شرابم مده.

و از نوجوان دیگر می پرسد که چرا ابونواس در این شعر می گوید که به من بگو که این شراب است؟

آن نوجوان پاسخ می دهد که در هنگام نوشیدن شراب، چشم، آن را می بیند و دست، لمسش می کند و ذائقه، آن را می چشد و بینی، رائحه اش را استشمام می کند و فقط حس شنوایی است که از شراب بهره نمی برد و چون ابونواس می خواهد که با تمام وجودش یعنی با هر پنج حس خود از نوشیدن شراب لذت برد، لذا از ساقی می خواهد که به او بگوید که این، شراب است تا با شنیدن نام شراب، حس شنوایی اش هم لذت ببرد.

هنگامی که ابونواس تفسیر این نوجوان از شعر خودش را می شنود، به سوی آن نوجوان می رود و به او آفرین می فرستد و می گوید: احسنت بر تو که شعر ابونواس را بهتر از خود او دریافتی.

بگذریم ...

حال که سخن از ابونواس به میان آمده بیان نکته ای را خالی از لطف نمی دانم ...

آورده اند که ابونواس در شراب خواری افراط می کرد. روزی نظّام، فیلسوف و معتزلی معروف و استاد جاحظ که ادیب توانایی هم بود، به ابونواس توصیه کرد که دست از شراب بردارد. ابونواس در پاسخ نظّام، قصیده ای در مدح شراب و ذم فلسفه سروده که به ویژه این بیتش مشهور است:

فقل لمن یدعی فی العلم فلسفهً ....... حفظت شیئاً و غابت عنک اشیاء

یعنی: به کسی که ادعای دانایی در علم و فلسفه می کند بگو که چیزهای مختصری به دست آورده ای و چیزهای فراوانی از تو پنهان مانده است.

نمی دانم به خواطر معنای شگرف نهفته در بیت: ألا فإسقِنی خَمراً و قل لی هی الخَمر / و لا تسقِنی سِراً إذا أمکنَ الجَهر است و یا مضمون زیرکانه بیت: فقل لمن یدعی فی العلم فلسفهً / حفظت شیئاً و غابت عنک اشیاء که این روزها دائم نام ابونواس در گوشم زمزمه می شود.

سه روز قبل، مادربزرگ عزیزم را برای زیارت به حرم امام رضا(ع) برده بودم. نمی دانید چه صفایی داشت وقتی رو به گنبد منور آقا خطاب به ایشان می گفتم: ألا فإسقِنی خَمراً و قل لی هی الخَمر ...

به قول رضی الدین آرتیمانی در آن ساقی نامه بلند و زیبایش:

الهی به مستان می خانه ات .................. به عقل آفرینان دیوانه ات

به جام صبوح و می و میکده ............... به رندان مست صبوحی زده

به صبری که در ناشکیبا بود .............. به شرمی که در روی زیبا بود

الهی به آنان که در تو گم اند ................. نهان از دل و دیده مردم اند

میی ده فروزان تر از شمع روز .......... میی ساقی و باده و جام سوز

میی ده که چون ریزی اش در سبو .......... همه قل هو الله تراود از او

میی سر به سر شور و مستی و حال ... میی یک قدم تا در ذوالجلال

میی را که باشد در او این صفت ............ نباشد به غیر از می معرفت 

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 88/08/16 و ساعت 19:13 |
12 or 24 hours timer