تبليغاتX
هرمنوتیک

... ادامۀ بخش اول:

 اما در عرصه حکمت، شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، را می بینیم که در کتاب المشارع و المطارحات، سلسله ای از حکماء را نام می برد که از هرمس آغاز شده و به موازات هم در ایران و یونان به حیات فکری خویش ادامه داده اند و در نهایت به وی رسیده اند. به این وسیله او خود را میراث دار حکمت اشراقی یا مکتب هرمسی در ایران و یونان می داند. دکتر نصر آنچه سهروردی مطرح نموده را به این گونه ترسیم می کند:

هرمس ـــ اسقلبیوس ـــ فیثاغورس ـــ انبازقلیس ـــ افلاطون ـــ ذوالنون ـــ ابوسهل تستری ـــ شیخ اشراق

هرمس ــ اسقلبیوس ــ کیومرث ــ فریدون ــ کیخسرو ـــ بایزید ـــ حلاج ــ ابوالحسن خرقانی ـــ شیخ اشراق

علاوه بر فلاسفه، متکلمان نیز وجه نظری به سوی هرمس داشتند؛ چنانکه در معجم الفلاسفه می خوانیم: اهتم المسلمون اهتماما واسعا بالهرامسه و وجد بین المتکلمین منهم "متهرمسون" کثیرون و عن طریقهم وصلت الهرمسیه الی المغرب.

باید اذعان داشت که وجود هاله هایی از قداست ناشی از اعتقادات دینی در تبلور این باورها بی تاثیر نبوده است. در بسیاری از متون کهن، هرمس را همان ادریس نبی دانسته اند و از این رهگذر او را نه تنها بر کرسی حکمت که بر سریر نبوت نیز نشانده اند. در تاریخ الحکماء آمده است: هرمس معرب ارمس است ... نام او به یونانی طرمس و به عبرانی خنوخ و معرب اخنوخ است و باری کتاب مبین (قرآن) آن حضرت را ادریس خوانده است. بابا افضل کاشانی نیز در کتاب ینبوع الحیات تصریح می کند که هرمس الهرامسه همان ادریس نبی است. در رسائل اخوان الصفا و مروج الذهب نیز قریب به این تعابیر آمده است و در میان معاصرین ، مرحوم فردید به این موضوع اشاره دارد.

عقائد هرمسی نیز همانند بسیاری از موارد مشابه ، از گزند داستانهای اساطیر گونه در امان نمانده است اما از لا به لای این افسانه ها ، شَبَه حقایقی دیده می شود که سزامد تأمل است.

ادامه این نوشتار در پست های بعدی خواهد آمد ...

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 87/07/27 و ساعت 2:9 |

هرمس و هرمنوتیک علاوه بر ریشه لغوی مشترک، دارای پیوندهای قویم تاریخی با یکدیگر هستند. به گونه ای که برای فهم مفهوم هرمنوتیک و بار معنایی که در گذر اعصار به خود گرفته بایستی به عقاید و باورهایی که بر گرد هرمس هاله افکنده توجه نمود. بیشتر پژوهشگران تنها به جستجوی ریشه این باورها در میان اساطیر یونان باستان بسنده کردند و یونانی زدگی این مباحث سبب شده که به ریشه های حِکمی و دینی آنها توجه شایسته و بایسته مبذول ندارند.

برای هرمس مصادیقی بر شمرده اند که اجمالا از این قرار است:

1- طاط یا توت یا تاهوتی در میان مصریان

2- اخنوخ نزد یهودیان

3- هوشنگ در میان ایرانیان باستان

4- ادریس و الیاس در نزد مسلمانان

5- بوذاسف یا بودا در خاور دور

6- اورمزد نزد مردمان شرق نزدیک

7- اننجهد در برخی متون کهن ایران باستان

8- ارمس یا عطارد در نزد صابئین

تنوع این مصادیق باعث شده که برخی قائل به تعدد هرمس ها شده و از هرمس الهرامسه سخن به میان آورند.

در یک برآیند کلی می توان تجلی هرمس را در سه ساحت حکمت، ادبیات، ادیان مورد بررسی قرار داد. در عرصه ادبیات، هومر را می بینیم که در منظومه های ایلیاد و اُدیسه، هرمس را در نقش تاریخی اش یعنی پیام رسانی و آگاهی بخشی تصویر می کند. در اشعار خاقانی و عنصری و ادیب الممالک فراهانی و ناصر خسرو و نظامی و جامی و ... نیز از هرمس سخن به میان آمده است. تصویر هرمس درآیینه ادب پارسی، عمدتاً تحت تأثیر باورهای یونانی و در پاره ای موارد، متأثر از اعتقادات دینی است.

ناصر خسرو اختراع موسیقی را به او نسبت می دهد:

گهی اقسام موسیقی که هرمس        پدید  آورد بر الحان  دیگر

و از آنجا که او را معدن علم و حکمت می دانستند، خاقانی در توصیف ممدوح خود می گوید:

از علمش داده دهر محدث                   یک ثلث به هرمس مقدس

نظامی او را دروازه دانش ایزدی معرفی می کند:

در آن داوری هرمس تیز مغز                  به حق گفت اندیشه ای داشت نغز

چنان عهد بستند با یکدگر                   که چون هرمس از کان برآمد گهر

چو هرمس سخن گفتن آغاز کرد           در ِ دانش ِ ایزدی باز کرد

وی در اقبال نامه بابی تحت عنوان "انکار کردن هفتاد حکیم، سخن هرمس را و هلاک شده ایشان" می گشاید و همچون سایر اندیشمندان پارسی سرا، او را یکی از هفت حکیم بزرگ و بنیان گذار علم و حکمت بر می شمارد:

از آن فیلسوف گزین کرد هفت              که بر خاطر کس خطایی نرفت

ارسطو که بُد مملکت را وزیر                 بلیناس برنا و سقراط پیر

فلاطون و الیس و فرفوریوس                 که روح القدس کردشان دست بوس

همان هفتمین هرمس نیک رای           که بر هفتمین آسمان کرد جای 

اما در عرصه حکمت، شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، را می بینیم که در کتاب المشارع و المطارحات، سلسله ای از حکماء را نام می برد که از هرمس آغاز شده و به موازات هم در ایران و یونان ...

ادامه این نوشتار در پست های بعدی خواهد آمد ...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

الان که مشغول تایپ و قرار دادن این متن در وبلاگ هستم، دخترم کنارم نشسته و با اصرار زیاد از من می خواهد که جمله ای را که امروز در مهد کودک یاد گرفته در وبلاگم بنویسم. هر چه از او خواسته ام که این جمله را در وبلاگ خودش برایش بنویسم، قبول نکرده و می فرماید که می خوام تو ولباگ (دقیقا با همین تلفظ) بابایی باشه. جمله ایشان این است: "من نبودم دستم بود، تقصیر منقارم بود." کشف ارتباط این جمله با هرمس و هرمنوتیک به عهده خودتان.  

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 87/07/16 و ساعت 21:41 |
در این شب عید، شعری از کلیم کاشانی بر مذاقم خوش افتاد که به شاباش فطر ، تقدیم سرورانم می کنم:

                       شب عید است می باید در میخانه وا کردن

                                                                 به می خشکی زهد روزه داران را دوا کردن

                      صراحی گر چنین پیوسته خواهد در سجود آید

                                                          به یک شب طاعت سی روزه راخواهد قضا کردن

                      ز ماه عید بی ابروی ساقی کار نگشاید

                                                                  به یک ناخن گره نتوان زکار عیش وا کردن

نیابی مستحق تر از من مخمور  ای ساقی

زکات ِ فطر ِ می، رطلی گران باید جدا کردن

حیفم آمد مطلب این پُست می آلوده را بدون این قطعه که مدتی است زبان حالم شده، تمام کنم:

پر کن پیاله را، کین آب آتشین

 دیریست ره به حال خرابم نمی دهد 

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 87/07/10 و ساعت 0:12 |

 باسمه تعالي

بررسي تطبيقي مباني زيبايي شناسي در

ادبيات وخوشنويسي

 

 

استاد علی رضا آزاد

زمان: شنبه 6 مهر 87 -  ساعت 13:30 الی 15

مكان: مشهد – 30 متري طلاب – مفتح 31 - مدرسه علميه امام محمد باقر(ع) 

شرکت عموم علاقمندان و دانش پژوهان بلامانع است. 

+ نوشته شده توسط علی رضا آزاد در 87/07/03 و ساعت 19:1 |
12 or 24 hours timer